لغت نامه دهخدا
قابضی. [ ب ِ ] ( حامص ) تحصیل مالیات دیوانی کردن: اکثر اوقات به صاحبجمعی و قابضی قیام مینمود. ( دستور الوزراء ص 453 ).
قابضی. [ ب ِ ] ( حامص ) تحصیل مالیات دیوانی کردن: اکثر اوقات به صاحبجمعی و قابضی قیام مینمود. ( دستور الوزراء ص 453 ).
تحصیل مالیات دیوانی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلبر: صفت قابضی را گویند، به اندوه و محنت در دل.