لغت نامه دهخدا
قائم بالذات. [ ءِ م ِ بِذْ ذا ] ( ع ص مرکب ) ( اصطلاح فلسفی ) آنچه بخود برپای است. || آنکه یا آنچه هستی او بدوست. رجوع به قائم به ذات و قائم بالنفس شود.
قائم بالذات. [ ءِ م ِ بِذْ ذا ] ( ع ص مرکب ) ( اصطلاح فلسفی ) آنچه بخود برپای است. || آنکه یا آنچه هستی او بدوست. رجوع به قائم به ذات و قائم بالنفس شود.
آنچه به خود بر پای است. یا آنکه یا آنچه هستی او بدوست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کن خبر آن محیی اموات را ده قیام آن قائم بالذات را