تفاسخ
مترادفها
انحطاط، زوال
متضادها
اصلاح، سلامت، پایداری
لغت نامه دهخدا
تفاسخ. [ ت َ س ُ ] ( ع مص ) از دو طرف شکستن عهدی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). موافقت دو طرف در فسخ عقدی. ( از اقرب الموارد ). || تناقض گفتار: تفاسخ الاقاویل؛ تناقضت. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ سُ ) [ ع. ] (مص ل. ) با یکدیگر در فسخ معامله هم رأی شدن.
فرهنگ فارسی
( مدصر ) انتقال نفس بجسم نباتی
ویکی واژه
با یکدیگر در فسخ معامله هم رأی شدن.
جمله سازی با تفاسخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در قانون مدنی بهطور صریح از اقاله تعریفی به عمل نیامده است ولی طبق ماده ۲۸۳ق. م بعد از معامله طرفین میتوانند به تراضی آن را اقاله و تفاسخ کنند.
💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که تفاسخ اخلاقی در بدنه دولت میتواند منجر به از بین رفتن اعتماد عمومی و در نهایت فروپاشی کامل ساختارهای اجتماعی و سیاسی شود.
💡 فرآیند تفاسخ تدریجی در سیستمهای مدیریتی معمولاً از طریق رشوهخواری و بیعدالتی آغاز شده و به مرور زمان تمام بخشهای حیاتی سازمان را درگیر میکند.
💡 برخی مورخان، سقوط امپراتوریهای بزرگ را نتیجه مستقیم تفاسخ درونی و ناتوانی حکمرانان در مقابله با فساد و بینظمیهای گسترده در قلمروهای خود میدانند.