نام شش ستاره نزدیک به هم، ثریا یا پروین است و به مناسبت آن در مورد صلات اشاره شده است. یکی از ستارگانی که برای تعیین قبله ذکر شده، ثریا است؛ به این صورت که ساکنان مغرب برای شناسایی قبله، ستاره ثریا را در هنگام طلوع در سمت راست و ستاره عیوق را در سمت چپ خود قرار میدهند. برخی معتقدند که این علامت برای ساکنان مغرب، مشابه با حبشه، اتیوپی کنونی و نوبه بخشی از سودان و مصر امروزی است و نه مغرب معروف که شامل قرطبه، تونس و طرابلس میشود. همچنین، برخی در مورد اصل علامت بودن آن تردید کردهاند.
ثریا
لغت نامه دهخدا
ثریا. [ ث ُ رَی ْ یا ] ( ع ص، اِ ) مصغر ثروی. || ( اِخ ) پروین پرن. پرند. پرو. پروه. رَفه. رَمه. نرگسه. نرگسه چرخ. نرگسه سقف لاجورد. و آن منزل سوم است از منازل قمر پس از بطین و پیش از دبران و آن شش ستاره است برکوهان ثور. عرب جای آنرا بر دنبه حمل ( ألیةالحمل ) تو هم کند و ثریا را نجم نیز نامند. مؤلف غیاث اللغة گوید: پروین. و آن شش ستاره است متصل همدیگر و آن منزل سوم است ازمنازل قمر در اصل لغت تصغیر ثروی که صیغه مؤنث افعل التفضیل است مشتق از ثرا که بمعنی کثرت است چون در ستارگان مذکور قدری کثرتست لهذا بدین اسم مسمی گشت. از صراح. و در بیرجندی شرح بیست باب آمده است که تصغیر در ثریا بلحاظ خردی کواکب اوست یا این تصغیر بجهت تعظیم باشد. و ثریا رقیب اکلیل است و گویند رقیب عیوق است.
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
چهلچراغ، چلچراغ، چراغ چندشاخه که ازسقف آویزند، ستاره پروین که آنراعقدثریانیزگویند
۱- ( اسم ) چهلچراغ چلچراغ.۲- ( اسم ) پروین ثریا. ۳- ( اسم ) منزلی از منازل قمر: ثریا.
الهانی ابن احمد محدث است
فرهنگ اسم ها
معنی: چهلچراغ، پروین ( یکی از صورت های فلکی )، ( عربی ) ( = پروین )
جملاتی از کلمه ثریا
چشم ستاره می پرد از آرزوی او مژگان آفتاب، ثریا نثار اوست
گر بگسلند عقد ثریا مرا ز گوش درهای شاهوار تو بس گوشواره ام
ز غم خوشه انگور ببین صوفی را همه شب تا به سحر رو به ثریا دارد