تهدی

لغت نامه دهخدا

تهدی. [ ت َ هََ دْ دی ] ( ع مص ) راه یافتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).استرشاد. ( اقرب الموارد ). رجوع به تهدی کردن شود.

فرهنگ معین

(تَ هَ دّ ) [ ع. ] (مص ل. ) راه یافتن.

فرهنگ عمید

راه یافتن.

فرهنگ فارسی

راه یافتن استرشاد

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تَهْدِی: هدایت می کنی
معنی لَا تَهْدِی: هدایت نمی کنی
ریشه کلمه:
هدی (۳۱۶ بار)

ویکی واژه

راه یافتن.

جمله سازی با تهدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولیکن هر کجا آن تخم پدید آمد در پرورش آن بپیغمبر و شیخ حاجت افتد که «وانک لتهدی الی صراط مستقیم».

💡 تهدید قتلم از یار نشنیده مژده آورد در حیرتم که زین راز قاصد کجا خبر شد

💡 عشق داود صلوات الله علیه از راه دیده بود لاجرم عبارت از وی این آمد فاستغفر ربه و خر راکعا و اناب باز عشق سلیمان از راه سمع درآمد و جئتک من سباء بنباء لاجرم موجب زجر و تهدید و لائمه و عید نیامد، که چشمه سمع چشمه طهارتست، تهمت و شبهت در وی نیاید و تو ندانسته ای که شعاع بصر باستقبال دیدن رود

💡 افزایش قیمت غذا و نرخ قحطی جهانی نیز یک عامل مهم بوده است، چون تهدیدی برای امنیت و قمیت جهانی غذا محسوب می‌شوند که به سطوح سال‌های بحران قیمت مواد غذایی جهانی یعنی ۲۰۰۷–۲۰۰۸ نزدیک می‌شوند.

💡 پادشاه روم، نامه ای به عبدالملک بن مروان نوشت و در آن تهدید بسیار کرد و سوگند خورد که صدهزار کس از راه دریا و صدهزار تن دیگر از راه زمین بسویش فرستد.