تاب داده

لغت نامه دهخدا

تاب داده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) پیچیده.بهم بافته: زلف تابداده. کمند تابداده:
بینداخت آن تاب داده کمند
سران سواران همی کرد بند.فردوسی.بینداخت آن تاب داده کمند
سر شهریار اندرآمد ببند.فردوسی.تو دانی که این تاب داده کمند
سر ژنده پیلان درآرد ببند.فردوسی.گریزان ز من تاب داده کمند
بینداخت، آمد میانم به بند.فردوسی.بر آن زلف چون تاب داده کمند
به انگشت پیچید و از بن فکند.فردوسی.ز افراسیاب و ز پولادوند
ز کشتی و از تاب داده کمند.فردوسی.برآویخت با دیو پولادوند
بینداخت آن تاب داده کمند.فردوسی.از آن پرده سبز و اسب بلند
وزآن مرد و آن تاب داده کمند.فردوسی.دو شکر چون عقیق آب داده
دو گیسو چون کمند تاب داده.نظامی.خروش زیور زرتاب داده
دماغ مطربان را خواب داده.نظامی.لعلش چو عقیق گوهرآگین
زلفش چو کمند تاب داده.سعدی ( بدایع ).|| سرخ کرده. برشته. بریان شده. لحم مقلو؛ گوشت بریان. حب محمص؛دانه بریان شده و برشته. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( ~. ) (ص مف. ) پیچیده، به هم بافته.

فرهنگ عمید

۱. پیچیده شده.
۲. بافته شده.
ویژگی چیزی که بر اثر حرارت داغ شده است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) سرخ کرده برشته بریان شده.

ویکی واژه

پیچیده، به هم بافته.

جمله سازی با تاب داده

💡 ای کسانی که به شما کتاب داده شده، به آنچه دربارهٔ علی نازل کردیم و تصدیق کنندهٔ همان چیزی است که نزد شماست ایمان بیاورید.

💡 ماهیت دوگانه مشارکت زنان در آموزش و پرورش هنوز در نقش آنها در اقتصاد، جایی که ۲۰–۲۵ درصد از زنان تحصیل کرده قادر به یافتن کار هستند، بازتاب داده نشده‌است.

💡 باری بدانمی که بگو از چسان بریخت آن زلف تاب دادهٔ عنبرفشان تو

💡 می گفت صفحه رخ او خوش قلم ترست جولان بوسه بر رخ مهتاب داده ای

💡 تاب داده زلف و خواب‌آلوده چشم خوابم از سر، تابم از تن می‌برند

💡 اما باید به خاطر داشت که او از فرهنگ نمایشی ژاپن، تئاتر نو و کابوکی، سینمای مردمی ملت خود نیز بسیار چیزها آموخته و در سینمای خود بازتاب داده است.

نحوه یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز