لغت نامه دهخدا
تیغی. ( ص نسبی ) منسوب به تیغ.دارای تیغ: جوجه تیغی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تیغی. ( ص نسبی ) منسوب به تیغ.دارای تیغ: جوجه تیغی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
منسوب به تیغ دارای تیغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درین فصل بهار از غنچه دل خنده میجوشد مگر از نخل تیغی باز برخوردار میگردم
💡 عبدالله بگریست. کافر سربرداشت. عبدالله را دید با تیغی کشیده و گریان. گفت: تو را چه افتاد؟
💡 خسرو به راه عشق سلامت مجو، از آنک تیغی ست این که بر سر گردن نه ایستاد
💡 فقیه ار هست چون تیغ و فقیر ار هست چون افسان تو باری کیستی زینها که نه تیغی نه افسانی
💡 ما سر نهادهایم تو دانی و تیغ و تاج تیغی که ماهروی زند تاج سر بود