تهی جا
مترادفها
جای خالی، خلاء
فرهنگستان زبان و ادب
{vacancy, Schottky defect} [شیمی، فیزیک] نقصی در شبکۀ بلور که با جابه جایی اتم از جایگاه شبکه ای اش پدید می آید
ویکی واژه
فضاهای بین رشته های کهکشانی که دارای تعدای کم یا بدون کهکشان هستند. (اخترشناسی)
جمله سازی با تهی جا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرکه از قبول داغ تو پهلو کند تهی جاوید با شکنج دو کیهان دچار باد
💡 ساغرش را سحر از بادهٔ خورشید افروخت ورنه در محفل گل لاله تهی جام آمد
💡 بدین کشور نیاز آورد با دست تهی جامی میفشان آستین بی نیازی بر تهیدستان
💡 چون رود دست تهی جائیکه شاهان جهان جان بجای زر کنند از بهر فخر آنجا نثار
💡 چون به دریا متصل شد جو، نمی گردد تهی جای حیرت نیست گر پیوسته جوی من پرست
💡 هر قطره چشمه یی شد و هر چشمه آب خضر از باده ی مراد تهی جام من همان
💡 پس از رفتن آن هنرمند بزرگ و بااستعداد، در قلب تئاتر ملی یک تهی جا باقی ماند که هیچ بازیگر دیگری نمیتواند به راحتی آن را پر کند.
💡 با اتمام دوران حضور مدیر قبلی، یک تهی جا در ساختار مدیریتی شرکت ایجاد شد که مدیریت جدید باید برای پر کردن آن تلاش فراوانی کند.
💡 وقتی دوست بسیار صمیمیاش از این شهر رفت، او احساس میکرد در زندگی روزمره خود یک تهی جا ایجاد شده که هیچکس نمیتواند جای آن را بگیرد.