لغت نامه دهخدا
بوئی. ( ص نسبی )بویی. در بیت زیر اشاره به آل بویه است:
چون قصد به ری کرد و به قزوین و سپاهان
شد بوی و بها از همه بوئی و بهایی.منوچهری.
بوئی. ( ص نسبی )بویی. در بیت زیر اشاره به آل بویه است:
چون قصد به ری کرد و به قزوین و سپاهان
شد بوی و بها از همه بوئی و بهایی.منوچهری.
بوییی ٠
بوئی ( به فرانسوی: Bouhey ) یک کمون در فرانسه با جمعیت ۴۰ نفر است که در Canton of Pouilly - en - Auxois واقع شده است.
💡 خوش آب حیاتی است درین چشمه بنوشش هر زنده ازین آب سبوئی است بدوشش
💡 گر بخاک سامری ز ینشعر بوئی بگذرد ناله های لامساس آید ز جان سامری
💡 اراسنج قدیم، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوئینزهرا در استان قزوین ایران است.
💡 احمدآباد، روستایی از توابع بخش دشتابی شهرستان بوئینزهرا در استان قزوین ایران است.
💡 رشک در عشق به یعقوب مرا وقتی نیست که رسد بوئی از آن یوسف گل پیرهنم
💡 این رود در استان زنجان از شهرهای صائین قلعه، هیدج، خرمدره و ابهر عبور میکند. پس از عبور از روستای قروه، از روستای فارسجین وارد استان قزوین میشود. در استان قزوین از روستاهای شهرستانهای تاکستان، بوئین زهرا و آبیک میگذرد.