رموز جمع کلمه رمز است و به معنای رازها و نهفتهها میباشد. این واژه به اطلاعات یا مفاهیمی اشاره دارد که به طور مستقیم قابل فهم نیستند و نیاز به تحلیل یا تفسیر دارند. رموز میتوانند در زمینههای مختلفی مانند ادبیات، هنر، علم و حتی زندگی روزمره وجود داشته باشند. به عنوان مثال، در ادبیات، نویسندگان ممکن است از آن برای انتقال پیامهای عمیقتر یا ایجاد لایههای معنایی استفاده کنند که خواننده باید به دنبال آنها بگردد. در علم، رموز میتوانند به فرمولها یا نشانههایی اشاره داشته باشند که برای درک یک مفهوم خاص نیاز به دانش قبلی دارند. همچنین در زندگی روزمره، برخی از رفتارها یا نشانهها ممکن است به عنوان رموزی برای ارتباطات غیرکلامی بین افراد عمل کنند.
رموز
لغت نامه دهخدا
رموز. [ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ رمز. ( اقرب الموارد ). رمزها. رجوع به رمز شود: این سخن از اشارات و رموز متقدمان است. ( کلیله و دمنه ). و شرایط سخن آرایی در تضمین امثال... و شرح رموز و اشارات تقدیم نموده آید. ( کلیله و دمنه ). در رموز متقدمان... نخوانده ای که مَن سَل َّ سیف َالبغی قُتِل َ به. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ معین
(رُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ رمز، رازها، نهفته ها.
فرهنگ عمید
= رمز
فرهنگ فارسی
جمع رمز
( اسم ) جمع رمز ۱ - نهفته ها پوشیده ها رازها اسرار. ۲ - سازی است ایرانی از ذوات الاوتار.
ویکی واژه
جِ رمز؛ رازها، نهفتهها.
جمله سازی با رموز
💡 گر تو خواهی سرّچاه از من شنو وین رموز سرّ شاه از من شنو
💡 حکمت ز ره دلیل و برهان آموز عرفان ز رموز اهل عرفان آموز
💡 این رموز از لامکانست ای عزیز سرّ این دریاب ناگردی عزیز
💡 کپلر در سال ۱۵۹۶ م. در کتاب رموز جهان هر کدام از شش سیارهٔ شناختهشده در آن زمان را بهگونهای نشان داد که روی سطح کرههایی هم مرکز و جداشده با پنج جسم افلاطونی دور خورشید میگردند.
💡 جز محمد سرّ این کس را نگشت او بدانست این رموز هفت و هشت
💡 از موسی و عصاش قیاسی گرفتهایم وز خضر و آبِ چشمه رموزی شنیدهایم