حزب حاکم
مترادفها
حزب قدرت، دولت حاکم
متضادها
حزب مخالف، حزب اپوزیسیون
فرهنگستان زبان و ادب
{governing party, ruling party} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] در نظام مجلسی، حزبی که با کسب بیشترین آرا در انتخابات به تنهایی یا در قالب ائتلاف، مسئولیت ادارۀ دولت را در دست می گیرد
ویکی واژه
در نظام مجلسی، حزبی که با کسب بیشترین آرا در انتخابات بهتنهایی یا در قالب ائتلاف، مسئولیت ادارۀ دولت را در دست میگیرد.
جمله سازی با حزب حاکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این کشور تمامی ساختارهای سیاسی و مدنی بهشدت توسط حکومت آفورکی کنترل میشود. تنها حزب موجود در اریتره حزب حاکم است و مخالفتهای سیاسی بهشدت سرکوب میشود. تمامی رسانههای باقیمانده نیز دولتی است و بسیاری از روزنامه نگاران در زندان بهسر میبرند.
💡 در ۱۸ مارس ۱۹۹۰ برای نخستین بار انتخاباتی آزاد در این کشور برگزار شد و حزب حاکم اتحاد سوسیالیستی اکثریت را در فولکسکامر از دست داد. در ۲۳ اوت فولکسکامر رای به پیوستن آلمان شرقی به جمهوری فدرال آلمان داد و در نتیجه با اتحاد دوبارهٔ دو آلمان، جمهوری دموکراتیک آلمان ملغی شد.[نیازمند منبع]
💡 انقلاب کوبا (۱۹۵۳–۱۹۵۹) یک انقلاب مسلحانه توسط جنبش ۲۶ ژوئیه به رهبری فیدل کاسترو و متحدانشان علیه حکومت باتیستا بود. حکومت کاسترو نهایتاً شیوهٔ کمونیسم را در پیش گرفت و در اکتبر ۱۹۶۵ حزب کمونیست کوبا حزب حاکم بر این کشور شد.
💡 در جریان انتخابات اخیر، سیاستهای جدید حزب حاکم باعث ایجاد بحثهای گسترده و جنجالی در میان افکار عمومی و بسیاری از تحلیلگران سیاسی شد.
💡 مخالفان سیاسی معتقدند که حزب حاکم برای حفظ قدرت خود، از ابزارهای مختلفی در ساختارهای اداری و رسانهای کشور برای پیشبرد اهدافش استفاده میکند.
💡 تغییرات اقتصادی ناگهانی در سال گذشته، فشار زیادی را بر دولت و حزب حاکم وارد کرد که باعث بیثباتی موقت در بازارهای مالی شد.