لغت نامه دهخدا
جندی. [ ج ُ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به جند. لشکری. ( منتهی الارب ). سرباز. ( آنندراج ). فردی از لشکر. ( اقرب الموارد ). سپاهی. || زنی روسپی که درمیان لشکریان بکار میپرداخت. ( فرهنگ فارسی معین ).
جندی. [ ج ُ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به جند. لشکری. ( منتهی الارب ). سرباز. ( آنندراج ). فردی از لشکر. ( اقرب الموارد ). سپاهی. || زنی روسپی که درمیان لشکریان بکار میپرداخت. ( فرهنگ فارسی معین ).
(جُ ) [ معر - فا. ] (ص نسب ) ۱ - لشکری، سپاهی. ۲ - زنی روسپی که در میان لشکریان به کار می پردازد.
سپاهی، لشکری.
( صفت ) ۱- لشکری سیاهی.۲- زنی روسپی که در میان لشکریان بکار می پرداخت.
[ویکی فقه] جندی (ابهام زدایی). جندی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • باباکمال جندی، صوفی بزرگ سلسله کبرویه • مؤیدالدین بن محمود جندی، عارف و شاعر قرن هفتم• محمد بن یوسف جندی، فقیه شافعی و مورخ یمنی قرن هشتم
...
معرب
لشکری، سپاهی.
زنی روسپی که در میان لشکریان به کار میپردازد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مذهب مردم منطقه اسفزار شیعه و از نوع اثنی عشری است که با زبان فارسی و با گویش بیرجندی سخن میگویند.
💡 زبان دهر به نسل خجندیان خبر است که خیر باد به نسل بقا، زبان خجند
💡 ضیا الدین خجندی شاعر معاصر شمس خاله هم او را در ابیاتی مدح گفته و سخنان فصیح و خط زیبای او را ستودهاست.
💡 افکار جاوید محمد (ص) کتابی از محمدعلی لاهوری با ترجمهٔ محمد ابراهیم آیتی بیرجندی است که در سال ۱۳۳۵ منتشر و برندهٔ جایزه کتاب سال سلطنتی شد.
💡 گوییام هردم که بیرون شو کمال از شهر ما این سمرقندی گریههای خجندی تا به کی
💡 دکتر تقی وحیدیان کامیار، محقق و استاد دانشگاه جندی شاپور اهواز و دانشگاه فردوسی مشهد، در این زمینه اظهار میدارد: