جستجوی

لغت نامه دهخدا

جستجوی. [ ج ُ ت ُ ] ( اِمص مرکب ) جستجو، در تمام معانی. رجوع به این کلمه شود:
به رستم چنین گفت کاین جستجوی
چه باید همی خیره وین گفتگوی.فردوسی.به ایران رسد زود این گفتگوی
کس آید به توران بدین جستجوی.فردوسی.مگر دخترش کاو نهان شد از اوی
همه شهر ازو شد پر از جستجوی.فردوسی.و گر زمانی خالی شود ز خلق سرای
به جستجوی فرستد بهر طرف چاکر.فرخی.جز بر اسب علم و بَغْل ِ جستجوی
خلق نتواند گذشتن زین عقاب.ناصرخسرو.اگر تو از خرد وجستجوی بیزاری
نه مردمی وز تو ما بجمله بیزاریم.ناصرخسرو.چشم فلک فارغ از این جستجوی
گوش زمین رسته از این گفتگوی.نظامی.

فرهنگ فارسی

جستجو در تمام معانی

جمله سازی با جستجوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرم در جستجویش سیدا می گشت چون ساغر جهان تاریک در چشمم چو زلف یار بود امشب

💡 دلم به کوی تو دایم به جستجوی وفاست چو تشنه‌ای که به گرد سراب می‌گردد

💡 برخی از آثارش مجموعه داستان کوتاه، نمایشنامه شش قهرمان در جستجوی یک نویسنده آنطور که مرا می‌خواهی

💡 صائب نشان به عالم خویشم نمی دهند چندان که می کنم زکسان جستجوی خویش

💡 عالمی در جستجوی ماه اگر سرگشته اند نعل ماه عید در آتش ز جست و جوی کیست؟

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز