لغت نامه دهخدا
جفون. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جَفن. پلکهای چشم:
خاک راهی که بر او میگذری ساکن باش
که عیون است و جفون است و خدود است و قدود.سعدی.رجوع به جَفن شود.
جفون. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جَفن. پلکهای چشم:
خاک راهی که بر او میگذری ساکن باش
که عیون است و جفون است و خدود است و قدود.سعدی.رجوع به جَفن شود.
(جُ فُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ جَفن، پلک چشم.
=جفن
پلکهای چشم
جِ جَفن، پلک چشم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بت عزیزی لیکن پر از هوات هوا وفات پیشه ولیکن پر از جفات جفون
💡 همه را آرزوی بوسه ای از مقدم تست گو عیونست و جفونست و خدود است و قدود
💡 خاک راهی که بر او میگذری ساکن باش که عیون است و جفون است و خدود است و قدود
💡 استاده پیش چشم تو اینک به جنگ جای با تیغ و نی صفوف جفاجوی کالجفون
💡 ملوک را همه چشم از جمال او روشن که اوست مردم چشم و دگر ملوک جفون
💡 تروم فرش جفونی اذا قدمت مناما وکیف افرشها و هی بالدموع دوامی