لغت نامه دهخدا
دنبال کردن. [ دُم ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پی کردن. تعقیب کردن. تعاقب کردن. به دنبال کسی رفتن. تعقیب. ( یادداشت مؤلف ).
- دنبال کردن کسی ( کاری ) را؛ تعقیب. تعقیب کردن. عقب وی رفتن. عقب آن را گرفتن. ( یادداشت مؤلف ).
دنبال کردن. [ دُم ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پی کردن. تعقیب کردن. تعاقب کردن. به دنبال کسی رفتن. تعقیب. ( یادداشت مؤلف ).
- دنبال کردن کسی ( کاری ) را؛ تعقیب. تعقیب کردن. عقب وی رفتن. عقب آن را گرفتن. ( یادداشت مؤلف ).
پی کردن. تعقیب کردن.
دنبالکردن
تعقیب کردن، ادامه دادن.
💡 در اصل، این مأموریت برای دنبال کردن یک مسیر دور ماه بدون ورود به مدار اطراف ماه برنامهریزی شده بود. با این حال، برنامههای فعلی فضاپیمای اوریون تقریباً سه هفته را در فضا سپری میکند، از جمله شش روز در یک «مدار رتروگراد دور» به دور ماه. بعد از ۲ هفته بودن در فضا، کپسول با سوخت پیشرانه ۸۰۰ کیلومتر (۵۰۰ مایل) بر فراز ماه خواهد گشت.
💡 در بروکسل، پلیس تخمین زد که ۵۰۰۰۰ نفر از کارگران از سراسر اروپا در منطقه شومان که بسیاری از نهادهای اتحادیه اروپا در آن قرار دارد، جمع شدند. هیچ نشانهای از خشونتی که در تظاهرات یونان در سال جاری فوران کرده بود، در بروکسل مشاهده نشد و به گفته تحلیلگران، تظاهرات این چنینی تأثیر ناچیزی بر جلوگیری از دنبال کردن اقدامات ریاضتی توسط دولتهای اروپایی خواهد داشت.
💡 از سن پنج سالگی به او لقب «همهچیز خوان» داده بودند. او در حالی که در مدرسه ابتدایی اسپرینگ لین تحصیل میکرد، مشغول مطالعه کتابهای کتابخانههای محلی و مدرسه بود و در کنار دنبال کردن کامیکهای شاخص بریتانیایی تحت تاثیر موج آمریکایی ابرقهرمانهای آمریکایی چون بتمن، سوپرمن و فلش و نیز قرار گرفته بود.
💡 تقریبا به مدت یک سال آثار خود را در یک وبسایت شعر آنلاین منتشر میکرد، جایی که توجه قابل قبولی را به خود جلب کرد. از این طریق علاقمند به دنبال کردن یک شاخه ادبی شد اما به دنبال آن نرفت.وقتی دوازده ساله بود به مدت چهار ماه در نیوزلند تحصیل کرد.
💡 در نوامبر ۲۰۰۷، اف-۲۲های اسکادران ۹۰ در پایگاه نیروی هوایی المندورف[م] واقع در آلاسکا، از طرف فرماندهی دفاع هوافضای آمریکای شمالی مأمور دنبال کردن دو بمبافکن توپولف-۹۵ روسی شدند. از آن زمان، ناوگان اف-۲۲ وظیفه فراهم آوردن مراقبت برای بمبافکنهای توپولف-۱۶۰ را هم بر عهده داشته است.