دخال. [ دِ ] ( ع مص ) شتر آب خورده را میان دو شتر تشنه در آوردن در آبخور تا بخورد قدری که نخورده باشد. ( آنندراج ). || درآمدن بعضی مفاصل در بعض. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || ( اِ ) نیت.قصد: دخال الرجل؛ نیت مرد و نهانی او. ( آنندراج ).
دخال. [ دِ / دُ ] ( ع اِ ) گیسوهای اسب. ( منتهی الارب ).
دخال.[ دَخ ْ خا ] ( ع ص ) آنکه بسیار در کارهای دیگران درآید. ( یادداشت مؤلف ). که در کارها دخل و تصرف کند.
- دخال الاذن؛ هزارپا. ( ذخیره خوارزمشاهی ). گوش خزک. گوش خز. گوش خیه.
(دَ خّ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - کسی که در کارها دخل وتصرف کند. ۲ - سود ورز. ۳ - گوش بر.
( صفت ) ۱ - کسی که در کارها دخل و تصرف کند. ۲ - سود ورز. ۳ - گوش بر.
گیسوهای اسب
کسی که در کارها دخل وتصرف کند.
سود ورز.
گوش بر.
💡 ز سودای تعلق کرده مغز جان خودخالی ز دریای طبیعت کشتی جان برده بر ساحل
💡 این مقاله به استدلالهای مختلف در مورد احتمال تقلّب در دهمین انتخابات ریاستجمهوری ایران میپردازد. برخی کارشناسان از احتمال دستکاری آرا به نفع محمود احمدینژاد سخن گفتهاند و گروهی دیگر از کارشناسان استدلالاتی علیه دخالت گسترده در انتخابات ارائه کردهاند. از میان گروه دوم کارشناسان که پیروزی احمدینژاد را ممکن میدانند، گروهی هنوز لزوم بررسی دقیق موارد اعتراضی را لازم میدانند.
💡 بعد از جنگ اسرائیل و لبنان در ۲۰۰۶ میلادی ترکیه به عنوان قسمتی از نیروهای حافظ صلح سازمان ملل پیشنهاد اعزام نیروهایش را به لبنان نمود اکثر ارمنیها به شدت با دخالت ترکیه مخالفت نمودند.
💡 کاشفالغطاء همواره در مسایل سیاسی دخالت میکرد. وی در پاسخ به آنانی که میپرسیدند چرا در سیاست دخالت میکند؟ میگفت:
💡 پس از سقوط دولت موقت در مقدمات تشکیل مجلس شورا دخالت داشت. در نتیجه به نمایندگی مردم قزوین در مجلس نخست انتخاب شد. در مجلس نخست، همراه با سایر دوستان خود در نهضت آزادی (مهدی بازرگان، یدالله سحابی، ابراهیم یزدی، هاشم صباغیان و دیگران) همراه و همرأی بود.
💡 همزمان با شونبرگ یکی از آهنگسازان همدوره او به نام یوزف ماتیاس هوور نیز به نوعی روش دوازده نتی دست یافته بود که البته شباهت زیادی به روش شونبرگ ندارد و بدون دخالت شونبرگ تکمیل شدهاست.