پریشانی
پریشانی به معنای حالتی از عدم آرامش، بیقراری یا اضطراب است و برای توصیف احساسی استفاده میشود که فرد در آن احساس نگرانی، سردرگمی، یا عدم تمرکز میکند. این حالت میتواند به صورت احساسی، ذهنی یا حتی جسمی بروز کند.
علل پریشانی
فشارهای اجتماعی: مشکلات در روابط، از جمله اختلافات خانوادگی یا اجتماعی.
مسائل مالی: نگرانی در مورد وضعیت مالی یا شغف.
مشکلات شغلی: فشارهای کاری، عدم رضایت شغلی یا ترس از بیکاری.
سلامتی: نگرانی دربارهی وضعیت سلامت جسمی یا روانی.
نشانههای پریشانی
احساس نگرانی یا اضطراب مداوم
عدم توانایی در تمرکز
بیخوابی یا خوابآلودگی
تغییرات در اشتها یا عادات غذایی
احساس خستگی یا بیحالی
مدیریت پریشانی
برای کاهش و مدیریت این حالت، افراد میتوانند از روشهای مختلفی استفاده کنند، از جمله:
مدیتیشن و آرامش: تمرینهای تنفسی و مدیتیشن میتواند به کاهش استرس کمک کند.
ورزش: فعالیتهای بدنی به کاهش احساس نگرانی و بهبود خلق و خو کمک میکند.
گفتگو: صحبت کردن با دوستان، خانواده یا مشاوران میتواند در کاهش بار روانی موثر باشد.
برنامهریزی: سازماندهی و برنامهریزی برای مدیریت بهتر مشکلات میتواند به کاهش این احساس کمک کند.
مترادفها
آشفتگی، گرفتاری، ناآرامی، بیچارگی
متضادها
آرامش، آسایش، سامان، شادمانی
لغت نامه دهخدا
پریشانی. [ پ َ ] ( حامص ) پراکندگی. پاشیدگی. تفرقه. تفرق. تَبدّد. تَذَعذُع
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص. ) ۱ - پراکندگی. ۲ - تشویش، اضطراب. ۳ - شوریدگی، آشفتگی. ۴ - بینوایی.
فرهنگ فارسی
۱- پراگندگی ۲- تشویش اضطراب بیقراری ناراحتی. ۳- آشفتگی شوریدگی ژولیدگی بی نظمی بی ترتیبی. ۴- تنگدستی فقر تهیدستی بی چیزی. ۵- ( تفرقه که در سالک وجود دارد اشاره بخلق است بدون حق مشاهد. عبودیت. ). یا پریشانی حواس پراکندگی فکر. یا پریشانی خاطر. تشویش دلتنگی اضطراب.
جمله سازی با پریشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از شکر خنده بیجاست پریشانی صبح کار الماس نماید به جگر، خندیدن
💡 چشم او بنمود زلفت را به من مست بد ناگه پریشانی نمود
💡 هر پریشانی که آید روز و شب در کار من از سر زلف دلاویز پریشان تو باد