همم. [ هَِ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ هِمّة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). همت ها. اندیشه های بلند:
اندر دلش دیانت و اندر کفش سخا
اندر تنش مروت و اندر سرش همم.فرخی.هرکه را بینی با بخشش و با خلعت اوست
همتی دارد در کار سخا، به ز همم.فرخی.همم بقایای امم در مهاوی قصور و نقصان قرار گرفته. ( تاریخ بیهقی ).
گردش گردون نیارد همچو تو نیکوسیر
دیده گردون نبیند همچو تو عالی همم.مسعودسعد.آرزوی جان ملک عدل و همم بود
از ملک عادل همام برآمد.خاقانی. || آرزوها:
یک همت تو حاصل گرداندم همم
یک فکرت تو زایل گرداندم فکر.مسعودسعد.
(هِ مَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ همت.
= همت
جمع همت
( اسم ) جمع همت
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۹(بار)
قصد و اراده. به معنی حزن و اضطراب نیز در قرآن مجید بکار رفته است.. هر امت رسولشان را قصد کردند که بگیرندش.. و قصد کردند آنچه را که نرسیدند. *. یعنی زن قصد کرد یوسف را که از او کام بگیرد و یوسف هم اگر برهان پروردگارش را نمیدید زنرا قصد میکرد که از او کام بگیرد، برهان ظاهرا همان ایمان و عقیده راسخ یوسف «علیهالسلام» بود، یوسف بشری بود دارای غریزه جنسی اگر ایمان راسخ نداشت مثل آن زن بوی تمایل میکرد. *. یعنی گروهی را فکر خودشان مضطرب و ناراحت کرده بود و در باره خدا گمان ناحق میبردند.
جِ همت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو نرگس بس که امشب یار استغنار کند با من سرش گرمست از پیچیدن دستار میفهمم
💡 نه گرد میفهمم از سواری نه رنگ میخواهم از بهاری شکستهٔ کلک اعتباری به اوج ایجاد مینگارم
💡 امروز که پس از گذشت چهل روز در محل کارم حاضر شدهام با اینکه دیگر معنای آزادی را دیگر نه میفهمم، نه درک میکنم، اندکی احساس آزادی کردم.
💡 وهمم ز ریگ یثرب قربت چو برگذشت از ناف روضه نافهٔ اذفر به من رسید
💡 لیک دانم که بود رجعت من کند چو کوه بس گرانم کند الطاف تو از کان همم
💡 رسدکی توسن وهمم در اقلیم صفات او همان بهتر فرو بندم لب از این گفتگوها من