لغت نامه دهخدا
هاشور. ( فرانسوی، اِ ) رجوع به حاشور شود.
هاشور. ( فرانسوی، اِ ) رجوع به حاشور شود.
[ فر. ] (اِ. ) حاشیه، شیوه ای در نقاشی برای نشان دادن سایه و روشن تصاویر.
[ فر. ] (اِ. ) پرداخت کردن.
خطوط موازی و نزدیک به هم که در طراحی، نقشه کشی یا حکاکی برای سایه روشن زدن یا مشخص کردن بخش های مورد نظر به کار می رود.
پرداخت، صیقل زدن تصویرباقلم، نقطه چین درحکاکی
(اسم ) حاشیه شیوه ای در نقاشی برای نشان دادن سایه و روشن تصاویر.
حاشیه، شیوهای در نقاشی برای نشان دادن سایه و روشن تصاویر.
پرداخت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسر هاشور آن شیرین شعار است بدلها عشق آن عذرا عذار است
💡 همچنین افرادی نیز که به دنبال خالکوبی، هاشور یا تاتو ابرو دچار کم پشتی شدید یا ریزش ابرو شدهاند میتوانند بر روی محل تاتو خود کاشت ابرو انجام دهند که با نتایج قابل قبولی همراه میباشد.