روایا

لغت نامه دهخدا

روایا. [ رَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ راویة. ( اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ). || پیشوایان قوم، زیرا آنان دیات از قبیله برمیدارند و گویند: قتلنا الروایا وابحنا الزوایا؛ ای قتلنا السادة و ابحنا البیوت. ( از معجم متن اللغة ). || ( اِ ) بمعنی روایات که ج ِ رِوایة است. ( از اشتینگاس ) ( از ناظم الاطباء ).
روایا. ( اِخ ) جزء ناحیه «پوی ددم » در «کلرمن فراند» از کشور فرانسه، و 3650 تن سکنه دارد.

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ راویه.

ویکی واژه

جِ راویه.

جمله سازی با روایا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برخی از مفسرین از جمله علامه طباطبایی بر اساس روایات متعدد معتقدند این سوره در شأن اهل بیت نازل شده‌است.

💡 روایات عالی داشت و ریاضات نیکو. و در مکه سخن بر وی گشاده شد. و مکّیان پیش ِ او می رفتند و فضیل ایشان را وعظ گفتی. تا حال او چنان شد که: خویشان ِ او از باورد به دیدن ِ او آمدند، به مکّه. و ایشان را راه نداد. و ایشان باز نمی گشتند.

💡 شنیده ای ز حکایات و دیده ای ز سمر رسیده ای به روایات و خوانده ای به کتاب

💡 و قال بعضهم انه مفسر فی الاخبار و نطقت به الروایات من احوال القیامة و غیرها و لهذا

💡 اِتَنَ یکی از فرمانروایان سومر بود که به شهر کیش حکومت نموده و توانست برای مدتی کوتاه سومر را متحد سازد.

💡 اگر این است حسن عاقبت مطلب روایان را به مطلب می رسد هر کس زمطلب باز می ماند