فضایح

لغت نامه دهخدا

فضایح. [ ف َ ی ِ ] ( ع اِ ) ج ِ فضیحة. رسواییها. ( فرهنگ فارسی معین ): امیر سیف الدوله از روی حمیت دین و غیرت اسلام جایز نمی شمرد بر آن فضایح اغضانمودن. ( ترجمه تاریخ یمینی ). از کیفیت نامه خبر کردند و سورت آن فضایح و قبایح بر او خواندند. ( ترجمه ٔتاریخ یمینی ). رجوع به فضائح، فضیحت و فضیحة شود.
که خدا اسباب خشمی ساخته ست
وآن فضایح را بکوی انداخته ست.مولوی.

فرهنگ معین

(فَ یِ ) [ ع. فضائح ] (اِ. ) جِ فضیحت.

فرهنگ عمید

= فضیحت

ویکی واژه

فضائح
جِ فضیحت.

جمله سازی با فضایح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فضایح زلّات را غفّار و قبایح علّات را ستّار است. عاصیان را آمرزگار و با مفلسان نیکوکار است.

💡 و گفت: آنچه روایت می‌کنند که ابراهیم و موسی و عیسی صلوات الله علیهم اجمعین گفتند خدایا! ما را از امت محمد گردان، گمان بری که آرزوی فضایح این مشتی ریاست جوی کردند؟ کلاو حاشا بل، که ایشان در این امت مردانی دیدند که اقدام ایشان برتحت ثری بود و سرهای ایشان از اعلی علیین برگذشته وایشان در میان گم شده.

منفعت یعنی چه؟
منفعت یعنی چه؟
مگس یعنی چه؟
مگس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز