طویت

لغت نامه دهخدا

طویت. [ طَ وی ی َ ] ( ع اِ ) راز. ( منتهی الارب ). اندیشه. ( دهار ) ( دستوراللغة ). نیت. ضمیر. ( منتخب اللغات ). دل. ( مهذب الاسماء ). درون: وجوه لشکر و اعیان و حشم را بخواند و گفت شما عادت من در خلوص عبودیت و صفای عقیدت و طویت و یکدلی و مناصحت و عرفان حق نعمت این پادشاه شناخته اید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 81 ). || قصد. ( منتهی الارب ). || چاه. ( منتخب اللغات ). چاه برآورده از سنگ. ( منتهی الارب ). || پیچیدگی. ( غیاث ) ( آنندراج ).
طویة. [ ی َ ] ( اِخ ) حصنی است به اسپانیا.

فرهنگ معین

(طَ یَّ ) [ ع. طویة ] (اِ. )۱ - نیت، اندیشه. ۲ - راز، باطن.

فرهنگ عمید

۱. نیت، ضمیر، خاطر، اندیشه، باطن شخص.
۲. راز.

فرهنگ فارسی

نیت، ضمیر، خاطر، اندیشه، رازوباطن شخص
( اسم ) ۱ - نیت اندیشه ضمیر. ۲ - راز سر. ۳ - دل اندرون. ۴ - قصد
راز اندیشه نیت ضمیر یا چاه یا چاه بر آورده از سنگ یا پیچیدگی.

ویکی واژه

طویة
نیت، اندیشه.
راز، باطن.

جمله سازی با طویت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوری اختیاری نیست، عشق و دل گواه منند ما طویت کشح القلب، عنکم بسلوانی

💡 صفای رویت با وفای طویت گفت: «اکرمی مثواه عسی ان ینفعنا». سوز سینه از شوق دیرینه آواز داد که: اصبت فالزم و وجدت فاغنم. از چنین لقمه بر نتوان خاست و از تجرع چنین جرعه نتوان کاست. القصه به صد هزار دل، فتنه غنج و دلال و بسته زلف و خال او شد و با خود گفت:

💡 و عن ابی هریرة قال: قال رسول اللَّه (ص): «اذا کان یوم الجمعة کان علی کلّ باب من ابواب المسجد ملائکة یکتبون النّاس علی منازلهم: الاوّل فالاوّل فاذا خرج الامام طویت الصّحف و استمعوا الخطبة و المهجر الی الصّلاة کالمهدی بدنة ثمّ الّذی یلیه کالمهدی بقرة. ثمّ الّذی یلیه کالمهدی کبشا»

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز