واژه شرایط جمع شریطه و به معنای شرطها، پیمانها، قرارها و قراردادها می باشد. اگر شرایط را نپذیرم و به جای آن چیزی نیاورم، خیانت کردهام. قرارداد، عقد، پیمان یا کنترات به معنای یک توافق الزامآور میان افراد است که حقوق و وظایف طرفین را مشخص میکند. در اصطلاح حقوقی، این توافق به معنای همراستایی دو یا چند اراده برای ایجاد یک اثر حقوقی است. به طور سادهتر، هرگاه برای ایجاد یک اثر حقوقی مانند خرید، اجاره و موارد مشابه، نیاز به توافق و همسویی حداقل دو اراده باشد، عقد شکل میگیرد. با این تعریف، ماهیتهایی مانند وصیت تملیکی و دیگر مواردی که نیاز به قبول یا توافق ندارند، از تعریف و دامنه عقد خارج میشوند. در قوانین ایران، انواع مختلفی از قراردادها وجود دارد، از جمله قرارداد بیع، قرارداد کاری، مضاربه و دیگر انواع.
شرایط
لغت نامه دهخدا
شرایط. [ ش َ ی ِ ] ( ع اِ ) شرائط. ج ِ شریطة. شرطها و پیمانها و قرارها و قراردادها. ( از ناظم الاطباء ): اگر شرایط درنخواهم [ خواجه احمد حسن ] و بجای نیارم خیانت کرده باشم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 147 ). امیر به خط خود جواب نبشت و هرچه خواسته بوده و التماس نمود از این شرایط قبول نمود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 381 ). بوسهل حمدوی مواضعه نبشت در هر بابی با شرایط تمام. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 395 ). شرایط سخن آرائی در تضمین امثال و تلفیق آیات... تقدیم نموده آید. ( کلیله و دمنه ). در آن دیار هم شرایط بحث... هرچه تمامتر بجای آورم. ( کلیله و دمنه ). شرایط بحث اندر آن بغایت رسانیدم. ( کلیله و دمنه ). به شرائط تباعت و استمرار بر قضیت عبودیت.... قیام کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 440 ). || در تداول فارسی امروز به معنی موقع ( یا موقعیت ) و اوضاع و احوال بکار میرود: در شرایط فعلی اقدامی نمی توان کرد. رجوع به شرائط و شریطة شود.
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع شریطه پیمانها قرارها قراردادها. توضیح در تداول فارسی جمع شرط گیرند.