سپاس
کلمه سپاس در زبان فارسی به معنای قدردانی و شکرگزاری است و معمولاً به عنوان یک اسم به کار میرود. این واژه همیشه به همین شکل نوشته میشود و نیازی به تغییر ندارد. این واژه میتواند در ترکیبات مختلفی مانند سپاسگزاری یا سپاس را به جا آوردن نیز استفاده شود. در مکالمات و نوشتارهای رسمی، به کار بردن این واژه نشانهای از احترام و ادب است. همچنین میتوان از واژههای مشابهی چون تشکر یا ممنون در موقعیتهای مختلف بهره برد، اما این کلمه بیشتر در متون رسمی و ادبی کاربرد دارد.
مترادفها
تشکر، قدردانی، ستایش
متضادها
ناسپاسی، کفران نعمت
لغت نامه دهخدا
سپاس. [ س ِ ] ( اِ ) پهلوی «سپاس »، ارمنی «سپاس - ام » ( خدمت ). ( حاشیه برهان قاطع معین ). حمد و شکر و نعمت. ( برهان ) ( غیاث ). حمد. ( دهار )
فرهنگ معین
(س ) (اِ. ) ستایش، شکر.
فرهنگ فارسی
حمدوثنا، شکر، ستایش، لطف وشفقت، منت، سپاسه
( اسم ) ۱ - حمد ستایش. ۲ - شکر نعمت. ۳ - منت. ۴ - لطف شفقت.
فرهنگ اسم ها
اسم: سپاس (پسر) (فارسی) (تلفظ: sepās) (فارسی: سپاس) (انگلیسی: sepas)
معنی: حمد، ستایش، قدردانی و حق شناسی از نیکی های کسی، شکر، شکرگزاری
جمله سازی با سپاس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ولی کردگار جهانرا سپاس فزون از شمار و برون از قیاس
💡 همایون در رخش حیران فرو ماند سپاس صنع یزدان بر زبان راند
💡 دگر هر که با مردم ناسپاس کند نیکویی ماند اندر هراس
💡 من صمیمانه از شما سپاس میگویم که در این روزهای سخت و دشوار، با حمایتهای بیدریغ خود باعث تقویت روحیه و امیدواری من در مسیر زندگی شدید.
💡 کارمندانی که با دقت و تلاش فراوان به وظایف خود عمل میکنند، شایسته سپاس و قدردانی ویژه از سوی مدیریت ارشد این سازمان بزرگ و معتبر هستند.
💡 در پایان این سخنرانی طولانی، از همه کسانی که وقت خود را برای حضور در این همایش علمی ارزشمند اختصاص دادند، مراتب سپاس خود را ابراز میکنم.