لغت نامه دهخدا
گیرائی. ( حامص ) عمل گیرا. رجوع به گیرایی شود.
گیرائی. ( حامص ) عمل گیرا. رجوع به گیرایی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرغ گیرائی ز دام زلف او پرواز کرد ناوک اندازی آن مژگان صیدافکن نماند
💡 جوهرشناسی آخر از ایشان که در سخن اعجاز مینمود بگیرائی کلام
💡 چو بود عیب گدای تو محض گیرائی ز التفات تو هم نان گرفت و هم نان داد
💡 فریب انگیزی از گیرائی گفت که کردی پشه و سیمرغ را جفت
💡 بکف شد کار گیرائی چنان تنگ که نتواند گرفتن از حنا رنگ