گزارش سفر

مترادف‌ها

سفرنامه

فرهنگستان زبان و ادب

{voyage report} [حمل ونقل دریایی] گزارشی که فرمانده یک شناور برای صاحب کشتی یا اجاره کنندۀ کشتی تنظیم می کند و شامل اطلاعات مختلف از قبیل ورود به بنادر و خروج از آنها و بارگیری و تخلیه و مصرف سوخت و وضعیت جوّی است

ویکی واژه

گزارشی که فرمانده یک شناور برای صاحب کشتی یا اجاره‌کنندۀ کشتی تنظیم می‌کند و شامل اطلاعات مختلف از قبیل ورود به بنادر و خروج از آنها و بارگیری و تخلیه و مصرف سوخت و وضعیت جوّی است.

جمله سازی با گزارش سفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آمبروسیو کنتارینی (۱۴۲۹–۱۴۹۹) نجیب‌زاده، بازرگان و دیپلمات ونیزی بود که به خاطر گزارش سفرش به ایران شهرت دارد.

💡 او پس از بازگشت از سفر اکتشافی خود به مناطق دورافتاده، یک گزارش سفر بسیار مفصل و حاوی تصاویر ارزشمند تهیه کرد.

💡 نوشتن یک گزارش سفر دقیق می‌تواند به گردشگران دیگر کمک کند تا با فرهنگ‌ها، آداب و رسوم و هزینه‌های زندگی در مقاصد مختلف آشنا شوند.

💡 خبرنگار با نوشتن گزارش سفر خود، توانست تجربیات واقعی و چالش‌های زندگی در کشورهای در حال توسعه را به گوش مخاطبان جهانی برساند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران