لغت نامه دهخدا
کیلومتر. [ ل ُ م ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) هزار متر. ( ناظم الاطباء ). واحد مسافت ( در دستگاه متر )، معادل هزار متر. نِدا. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کیلومتر مربع؛ واحد سطح برابر یک میلیون متر مربع.
کیلومتر. [ ل ُ م ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) هزار متر. ( ناظم الاطباء ). واحد مسافت ( در دستگاه متر )، معادل هزار متر. نِدا. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کیلومتر مربع؛ واحد سطح برابر یک میلیون متر مربع.
(مِ ) (اِمر. ) واحد مسافت معادل ۱٠٠٠ متر.، ~ مربع واحد سطح معادل یک میلیون مترمربع.
واحد اندازه گیری طول، برابر با هزار متر.
هزارمتر
( اسم ) واحد مسافت ( در دستگاه متری ) معادل ۱٠٠٠ متر. یا کیلو متر مربع. واحد سطح معادل یک میلیون متر مربع.
کیلومتر (kilometre)
واحد طول، با علامت اختصاری km، و برابر با ۱۰۰۰ متر. یک کیلومتر معادل با۳۲۸۰.۸۹ فوت یا۰.۶۱۲۴ (تقریباً پنج هشتم) مایل است.
💡 جمعیت شهر آبادان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۳۱٬۴۷۶ و جمعیت نسبی در هر کیلومتر مربع ۱۷۱ نفر است.
💡 آلبرتا ۰٫۷۰ کیلومترمربع مساحت و ۱۰۳ نفر جمعیت دارد و ۳۳۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 آرگوستو ۷ کیلومترمربع مساحت و ۵۳۲ نفر جمعیت دارد و ۵۳۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.