کیز

لغت نامه دهخدا

کیز. ( اِ ) نمد را گویند. ( فرهنگ جهانگیری ). به معنی نمد باشد و آن را از پشم مالند، و به عربی لبد گویند. ( برهان ). به معنی نمد است که از پشم مالند... ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
کیز نمد باشد و مصحف او کیر
کیر به کون تو باد و خفته تو بر کیز.سوزنی ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کیز. ( اِخ ) شهری است از حدود مکران به ناحیت سند، و از وی پانید خیزد. ( از حدود العالم چ دانشگاه ص 125 ). نام مشهورترین شهر مکران، و آن را کیج نیز گویند. ( تاج العروس، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). بعضی کیج نیز گویند. از مشهورترین شهرهای مکران و محل اقامت والی است و بین آن و «تیز» پنج مرحله است... ( از معجم البلدان ). رجوع به کیج شود.

فرهنگ معین

(کِ ) (اِ. ) نمد.

فرهنگ عمید

فرشی که از پشم یا کرک می مالند، ساکیز، نمد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی از نمد که از پشم مالند و فرش کنند.

ویکی واژه

نمد.

جمله سازی با کیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنون کم بداده است فرمان رسیدم بنزد تو ای میر پاکیزه گوهر

💡 سخن گو سخن سخت پاکیزه راند که مرگ به انبوه را جشن خواند

💡 چو بشنید طیهور پاکیزه کیش ز غم برنهانی زد انگشت خویش

💡 مستمع باش «وفایی» که پی ذکر حسین «سخن صائب پاکیزه گهر می گذرد»

💡 ت) رفتار ضد اجتماعی صرفاً در طول اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی روی نمی‌دهند.

💡 پاکیزه درونان که برون ساز نباشند زین خرقه چو آیند برون سیمبرانند

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز