کلمه «کف کردن» دارای چند معنای متفاوت است که بسته به زمینه کاربرد تغییر میکند. نخست، به معنای تولید کف است، مانند زمانی که صابون یا آب کف میکند. دوم، به معنای پدید آمدن کف در اطراف دهان است؛ برای مثال وقتی کسی زیاد حرف میزند، ممکن است دهانش کف کند. سوم، در معنای استعاری، «کف کردن» گاهی به حالت عاشق شدن یا شیفتگی اشاره دارد. چهارم، در زبان محاورهای و عامیانه، «کف کردن» به معنای تعجب شدید یا شگفتزدگی است. این واژه هم در زبان ادبی و هم در گفتار روزمره کاربرد دارد. بسته به متن، میتواند هم معنای فیزیکی کف شدن و هم معنای روانی و احساسی داشته باشد. بنابراین، «کف کردن» هم عملی و هم احساسی است و بار معنایی آن به موقعیت و شرایط وابسته است.
کف کردن
فرهنگ معین
(کَ کَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - تولید کف شدن. ۲ - (عا. ) عشقی شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تولید کف شدن. ۲ - عشقی شدن. یا کف کردن دهان. پدید شدن کف بر اطراف دهان: ( از بس حرف زدم دهانم کف کرد ). ( بسیار سخن گفتم ).
فرهنگستان زبان و ادب
{gushing} [علوم و فنّاوری غذا] تشکیل کف بسیار در آبجو در هنگام باز کردن بطری یا بشکه
ویکی واژه
تولید کف شدن.
عشقی شدن.
جمله سازی با کف کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیگران چون پس از تو بردارند این به کف کردن و نهادن چیست