«کدری» واژهای فارسی است که برای توصیف حالتی به کار میرود که در آن شفافیت، روشنی یا وضوح یک چیز کاهش یافته و نوعی تیرگی یا ابهام در آن دیده میشود. این کلمه در معنای ظاهری و فیزیکی معمولاً برای اشیایی مانند شیشه، آب، هوا یا رنگها استفاده میشود، زمانی که دیگر صاف، زلال یا درخشان نیستند. «کدری» علاوه بر معنای ظاهری، در حوزه احساسات و حالات روحی نیز کاربرد دارد و میتواند بیانگر غم، دلگرفتگی یا کاهش نشاط و شادابی درونی فرد باشد. در روابط انسانی نیز این واژه به کار میرود و به وضعیتی اشاره میکند که صمیمیت، شفافیت یا درک متقابل کاهش یافته و نوعی فاصله یا سوءتفاهم ایجاد شده است. از نظر معنایی، این واژه بار منفی ملایمی دارد و معمولاً نشاندهنده کاهش کیفیت، وضوح یا زیبایی یک وضعیت، احساس یا پدیده است. «کدری» در ادبیات و زبان روزمره، به دلیل قدرت تصویری بالای خود، برای انتقال حس تیرگی، ابهام و دلمردگی بسیار مؤثر و پرکاربرد است.
کدری
لغت نامه دهخدا
کدری. [ ک ُ ] ( ع اِ ) ابر تنک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به کَدَرة شود. || نوعی از سنگخوار تیره رنگ پشت ابلق زردگلو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سنگ خوار. ( ناظم الاطباء ). سنگخواره. قسمی از قطا و آن مرغی است. ( مهذب الاسماء ):
در دامن کوه کبک شبگیران
در رفت به هم به رقص با کدری.منوچهری.و رجوع به سنگخواره شود.
فرهنگ معین
(کُ دَ ) (اِ. ) نوعی پارچة نخی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نوعی پارچ. نخی.
ابر تنک یا نوعی از سنگخوار تیره رنگ پشت ابلق زرد گلو
فرهنگستان زبان و ادب
{opacity} [فیزیک- اپتیک] توانایی جسم یا ماده در جلوگیری از عبور تابش که به صورت نسبت شار تابش فرودی به شار گذرنده از آن نشان داده می شود
ویکی واژه
نوعی پارچة نخی.
جمله سازی با کدری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یعنی بیا از آینه خاطرم ببر با دست لطف، گرد و غباری مکدری