کبر، یکی از ویژگیهای منفی انسانهاست که به نوعی به خودبزرگبینی و عدم تواضع اشاره دارد. افرادی که دچار کبر هستند، معمولاً خود را بالاتر از دیگران میدانند و به نوعی به خودشان میبالند. این حالت نه تنها روابط اجتماعی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه میتواند به احساس تنهایی و انزوا منجر شود. بهطور مستقیم بر روی تعاملات انسانی اثر میگذارد و باعث میشود که فرد نتواند با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کند. در بسیاری از موارد، افرادی که دچار کبر هستند، از پذیرش انتقادات و نظرات دیگران امتناع میکنند و این موضوع باعث میشود که آنها از رشد و پیشرفت شخصی باز بمانند. همچنین، کبر میتواند زمینهساز بروز مشکلاتی در محیطهای خانوادگی و کاری شود، زیرا چنین افرادی معمولاً به تعاملات مثبت و سازنده اهمیت نمیدهند. در نهایت، باید توجه داشت که نهتنها به خود فرد آسیب میزند، بلکه میتواند به دیگران نیز صدمه بزند و فضایی از ناسازگاری و تنش ایجاد کند. بنابراین، پرهیز از این صفت و تلاش برای تواضع و فروتنی میتواند به بهبود روابط اجتماعی و افزایش کیفیت زندگی فردی کمک کند. تواضع بهعنوان یک فضیلت اخلاقی، میتواند به ایجاد احترام متقابل و دوستیهای پایدار کمک کند و در نهایت، انسان را به سمت یک زندگی شادتر و معنادارتر سوق دهد.

کبر
لغت نامه دهخدا
کبر. [ ک َ ] ( اِ ) گبر. پهلوی است و به پارسی خفتان گویند. ( صحاح الفرس ). به زبان پهلوی خفتان جنگ را گویند. ( برهان ). جامه ای است که در جنگ پوشند مثل خفتان، و کژاگن نیز گویندش. ( اوبهی ). خفتان را گویند. ( آنندراج )
فرهنگ معین
(کِ ) [ ع. ] (اِمص. ) تکبر، خودبینی، نخوت.
(کَ ) [ معر. ] (اِ. ) خفتان، لباس جنگ.
(کَ بِ ) [ معر. ] (اِ. ) گیاهی است از ردة دو لپه ای های جدا گلبرگ که سردستة تیره ای به نام کبرها می باشد. بوته های گیاه مزبور اکثر به شکل درختچه می باشد و گاهی هم به صورت درخت درمی آید.
فرهنگ فارسی
کلانتر قوم یا قریب تر ایشان
جملاتی از کلمه کبر
من خدایم من خدایم من خدا فارغم از کبر و کینه وز هوا
کار تو همه سرکشی و ناز بود وین کبر زوال حسنش انباز بود
گر نیستی آن زلف برآورده سر از کبر کی بر مه تابانش نهاده قدمستی