لغت نامه دهخدا
چگر. [ چ ُ گ ُ ] ( ترکی، اِ ) چگور. قسمی ساز روستایی. آلتی خشن و درشت از ذوی الاوتار ترکان را. نوعی آلت موسیقی و ساز سیمی ساده که بیشتر در میان افراد ترکمان متداول است. و رجوع به چگور شود.
چگر. [ چ ُ گ ُ ] ( ترکی، اِ ) چگور. قسمی ساز روستایی. آلتی خشن و درشت از ذوی الاوتار ترکان را. نوعی آلت موسیقی و ساز سیمی ساده که بیشتر در میان افراد ترکمان متداول است. و رجوع به چگور شود.
(چُ گُ ) [ تر. ] (اِ. ) نک چگور.
=چگور
( اسم ) قسمی ساز روستایی از ذوی الاوتار که نزد ترکان و ترکمانان رواج دارد و نوازند. آنرا (( عاشق ) ) نامند.
💡 بی خون چگر گهر فشاندی و کنون لعلی بهزار خون دل زو بچکد
💡 چون سینهٔ تو گشت لگد کوب اسبها خون چگر ز داغ تو جاری به سینه هاست
💡 بناز دار چگر گوشۀ ضمیر مرا که من به خون دلش پروریده ام نه به شیر
💡 خورشید قیامت چگر تشنه لبان را سیراب ز افشردن دامان ترم کرد
💡 آنکه خواند با چگر عاشق غریب کی شود در نغمه همچو عندلیب
💡 میان حجره ز سوز جگر، چو نی نالید چگر کباب شود بهر ناله های رضا