چهارتاق

لغت نامه دهخدا

چهارتاق. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) که تاق چهار دارد. || کاملاً باز ( ظاهراً در مقام مشابهت به چهارطاق و چهارطاقی ) صفت دری که کاملاً باز باشد. رجوع به چهارطاق شود:در چهارتاق است؛ که هر دو لنگه آن به کلی بازست.

فرهنگ فارسی

که تاق چهار دارد ٠ یا کاملا باز ٠ صفت دری که کاملا باز باشد ٠

ویکی واژه

(قدیم): سازه‌ای کوچک و مسقف با چهار دیوار محصور، که معمولا در دشت نزدیک زمین زراعتی احداث می‌شد.

جمله سازی با چهارتاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنها ستون‌های ۴ گانه و طاق جنوبی و اندکی از لبه گنبد این آتشکده باستانی هنوز پابرجاست و سه طاق دیگر و سقف آتشکده بر اثر عدم رسیدگی سقوط کرده‌است. سالم‌ترین قسمت بنا ضلع جنوبی آن است که در آنجا دو گوشواره از چهارتاق، و یکی از تاقهای چهارگانه باقی مانده‌است.

💡 مقبره چهارتاقی توی مربوط به اواخر دوره ساسانیان است و در شهرستان اسفراین، بخش مرکزی، دهستان دامن کوه، ۳۰۰ متری شمال روستای توی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۷۴۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز