لغت نامه دهخدا
چشم فسا. [ چ َ / چ ِ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) چشم فسای. رجوع به چشم فسای شود.
چشم فسا. [ چ َ / چ ِ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) چشم فسای. رجوع به چشم فسای شود.
( ~. فَ ) (ص فا. ) = چشم فساینده: کسی که افسون چشم زخم کند.
کسی که چشم زده را افسون کند، آن که دفع آسیب چشم زخم کند، افسونگر.
چشم فسای
چشم فساینده: کسی که افسون چشم زخم کند.
💡 ز نقش پای تو چون مهر خیره گردد چشم فسانه ای است که پای چراغ تاریک است
💡 دل، ای بسته چشم فسانه نیوش نبندی، به نیرنگ این دارگوش