چاچی

«چاچی» در اصل منسوب به «چاچ» است و به هر چیز یا شخصی گفته می‌شود که به این سرزمین تاریخی در ناحیه ترکستان نسبت داده شود. چاچ نام شهری کهن در آسیای میانه بوده که در متون قدیمی فارسی و عربی از آن یاد شده و امروزه در محدوده‌ای نزدیک به تاشکند دانسته می‌شود. مهم‌ترین کاربرد این واژه در ادبیات فارسی، در ترکیب «کمان چاچی» دیده می‌شود که به نوعی کمان مشهور و مرغوب اشاره دارد. این کمان‌ها به دلیل کیفیت بالا و دقت در ساخت، در شعر فارسی نماد قدرت و دقت تیراندازی بوده‌اند. در اشعار فردوسی و نظامی بارها از این کمان در کنار سلاح‌های دیگر مانند تیر خدنگ و سپر چینی یاد شده است. کاربرد این واژه تنها محدود به کمان نیست و به طور کلی هر چیز منسوب به مردم یا سرزمین چاچ را نیز شامل می‌شود. در متون لغوی، «چاچی» همچنین به عنوان صفت نسبی برای بیان تعلق جغرافیایی یا فرهنگی به آن منطقه به کار رفته است. این واژه بازتابی از روابط فرهنگی و تجاری میان ایران باستان و سرزمین‌های آسیای میانه در دوره‌های تاریخی است. از نظر ادبی، «چاچی» بیشتر بار توصیفی و حماسی دارد و در متون امروزی کاربرد رایج ندارد.

لغت نامه دهخدا

چاچی. ( ص نسبی ) منسوب به چاچ. هر چیز منسوب به چاچ ( نام شهری در ترکستان ) عموماً و کمان خصوصاً کمان چاچی: چاچی کمان، کمان ِ منسوب بشهر چاچ:
هر آنگه که چاچی بزه در کشم
ستاره فروریزد از ترکشم.فردوسی.کمانهای چاچی و تیر خدنگ
سپرهای چینی و زوبین جنگ.فردوسی.دو ابرو به مانند چاچی کمان
کزو خسته گشتی دل مردمان.فردوسی.کمانهای چاچی بزه برنهید
همه یکسره ترک بر سرنهید.فردوسی.بخارید گوش آهو اندر زمان
به تیر اندرون راند چاچی کمان.فردوسی.نگون شد سر شاه یزدان پرست
بیفتاد چاچی کمانش ز دست.فردوسی.ستون کرد چپ را و خم کرد راست
خروش از خم چرخ چاچی بخاست.فردوسی.کمان های چاچی و چینی پرند
گرانمایه شمشیرها نیز چند.نظامی ( شرفنامه ).

فرهنگ عمید

۱. از مردم چاچ.
۲. تهیه شده در چاچ: کمان چاچی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- ساخته شده درشهرچاچ: کمان چاچی چاچی کمان.۲- از مردم شهر چاچی. یا چاچی کمان کمان چاچی. ۱- کمان ساخته شده در شهر چاچ. ۲- کمان بسیار خوب.

ویکی واژه

مرتبط با چاچ؛ به نظر می‌رسد سرزمین یا قبیله باستانی ایرانی بوده شاید هم صحراگردان که کمان‌چاچی آنها نزد دیگران شهره بوده. کمان‌های چاچی و تیر خدنگ/ سپرهای چینی و ژوبین جنگ «فردوسی»

جمله سازی با چاچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس‌که بهر تماشای رزم خم شد چرخ چو چرخ چاچی شاهش‌ نماند پشت دوتاه

💡 چو تنگ اندر آورد بر گوش شست خدنگ از بر چرخ چاچی بجست

💡 فکند چاچی و خفتان وگرز را برداشت نهاد زین زبر رخش ناتوان رستم

💡 به چاچی کمان راند اندر زمان بزد بر بر دیو تیره روان

💡 به دست اندر آورد چاچی کمان کمانش کمین ساخت بر پهلوان