لغت نامه دهخدا
پیشخدمتی. [ خ ِ م َ ] ( حامص مرکب ) عمل پیش خدمت. شغل پیشخدمت. خدمتگزاری.
پیشخدمتی. [ خ ِ م َ ] ( حامص مرکب ) عمل پیش خدمت. شغل پیشخدمت. خدمتگزاری.
عمل و شغل پیشخدمت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنی دالتون پس از تجربه کارهای مختلف مثل پیشخدمتی، نظافت و کار در کارخانه برای تحصیل وارد دانشگاه واریک شد و خیلی زود شروع به نوشتن کرد.