پهره

لغت نامه دهخدا

پهره. [ پ َ رَ / رِ ] ( اِ ) پاس و محافظت. ( برهان ).
پهره. [ پ َ رَ ] ( اِخ ) ( قریه... ) محلی در حدود افغانستان و سیستان. پهرک. رجوع به فهرج شود. ( تاریخ سیستان ) ( حبیب السیر چ قدیم تهران ج 2 ص 260 ). || بهیره. از نواحی هند. ( تاریخ شاهی ص 157 ).

فرهنگ معین

(پَ رَ یا رِ ) (اِ. ) نگهبانی، پاس.

فرهنگ عمید

پاس، نگهبانی، محافظت.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پاس محافظت نگهبانی
محلی در حدود افغانستان و سیستان

ویکی واژه

نگهبانی، پاس.

جمله سازی با پهره

💡 کرمان در زمان هخامنشیان بخش عظیمی از شَهر (ساتراپی) پارس به‌شمار می‌رفت. از شهرهای کهن این سامان سیرجان (شیرگان باستان)، شهربابک، بردسیر، ارزوئیه (تپه یحی) (به اردشیر باستان)، گُواشیر (کرمان امروزی)، فهرج (پهره باستان) و ارگ بم، نرماشیر، راین و جیرفت است.

💡 سپهرها را بر امر او مدار و مجال ستارگان را در حکم او مسیر و ممر