پنجگان. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) پنج تا پنج تا. پنج پنج: و ده گان و پنجگان را همی درخواندندی و همی کشتند. ( مجمل التواریخ و القصص ). || ظاهراً نوعی تیر: و امرهم ان تکون قسیهم مُوتَّرةً و قال اذا امرتکم ان ترموا فارموهم رشقاً بالبنجکان و لم یکن اهل الیمن راوا النشّاب قبل ذلک. ( تاریخ طبری، قصه یمن و وهزر ). و نیز رجوع به پنجکیه شود.
- پنجگان پنجگان؛ پنج پنج. پنج تا پنج تا. خماس.
|| نوعی بازی. ( محشی المُعَرّب جوالیقی ص 237 ح ). فنجکان. فنرجان. پنجک. پنجه. فنزج.
(پَ ) (عد. توزیعی ) ۱ - پنج تا پنج تا. ۲ - (اِمر. ) نوعی تیر.
پنج پنج، پنج تا پنج تا.
پنج تاپنج تا، پنج پنج
۱- پنج تا پنج تا پنج پنج. ۲- ( اسم ) نوعی تیر.
{pentachord} [موسیقی] برشی از یک گام شامل پنج نغمه
توزیعی)
پنج تا پنج تا.
نوعی تیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخلاف قشقاییها، که تحت رهبری روشنفکرانه چهار پسر صولتالدوله، پس از جنگ جهانی دوم بهطور کامل احیا شدند، ایلات خمسه هرگز سطح رفاه سابق خود را به دست نیاوردند. به مرور پس از برکناری ابراهیم خان، اتحاد خمسه مفهوم سیاسی ـ نظامی پیشین خود را از دست داد و همبستگی ساختگی ناپایدار میان ایلهای پنجگانه به سستی گرایید و یک وحدت و همبستگی سنتی ایلی-عشایری جایگزین آن شد.
💡 گروه آزمایشی علوم انسانی از گروههای پنجگانه آزمون سراسری آموزش عالی ورود به دانشگاهها (کنکور) است. این گروه آزمایشی بهطور مستقل آزمون ورودی و رشتههایی در سطح کارشناسی و کاردانی دارد.
💡 پس اینجا بحقیقت دندانههای کلید پنج رکن شریعت بر بندهای حواس پنجگانه راست بنشست و طلسمات جسمانی و روحانی گشاده گشت و مقاصد بحصول موصول شد.
💡 اُشتَوَدگاه نام دومین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام دومین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خواندهاند.
💡 پنجگان: وسیلهای بود که توسط آن جنگجویان میتوانستند همزمان پنج تیر را با دقت فراوان به سوی سربازان دشمن پرتاب کنند..
💡 استان شمالیه (به عربی: محافظة الشمالیة )، یکی از استانهای پنجگانهٔ کشور پادشاهی بحرین است.