لغت نامه دهخدا
پسرخاله. [ پ ِ س َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) پسر خواهر مادر. خاله زاده.
- پسرخاله دسته دیزی؛ در تداول عوام به مزاح و سخریه، خویشاوند نزدیک: او پسرخاله دسته دیزی من نیست.
پسرخاله. [ پ ِ س َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) پسر خواهر مادر. خاله زاده.
- پسرخاله دسته دیزی؛ در تداول عوام به مزاح و سخریه، خویشاوند نزدیک: او پسرخاله دسته دیزی من نیست.
خاله زادۀ مذکر، پسرخواهرِ مادر.
( اسم ) پسر خواهر مادر خاله زاده. یا پسر خال. دسته دیزی. بمزاج خویشاوند نزدیک را گویند: او پسر خال. دسته دیزی من نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به مرور زمان با کاهش نقشآفرینی کلاهقرمزی، پسرخاله، پسرعمه زا و آقوی هم ساده در مجموعهٔ کلاهقرمزی و پررنگشدن نقش فامیل دور، این شخصیت توانست بار اصلی نقشآفرینی سایر عروسکها را بر عهده بگیرد.
💡 او همسر پری ثمر (خواننده اپرا)، برادرِ امیرحسین آریانپور (جامعهشناس، نویسنده، فرهنگنویس، مترجم)، داییِ مهرداد مشایخی (جامعهشناس، پژوهشگر، فعال سیاسی و جامعهشناسی) و پسرخالهٔ سهراب سپهری (شاعر معاصر و نقاش) بود.
💡 آمد ز بادکوبه پسرخاله ام شُجا شجاع خال اوْغلونون باکی سوْقتی
💡 آلبرت دوم (زادهٔ ۶ ژوئن ۱۹۳۴ در بروکسل) در فاصله سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۳ پادشاه مشروطه بلژیک بود. او پسر دوم لئوپولد سوم بلژیک و همسر اول او، شاهزاده آسترید سوئد است. وی در سال ۱۹۹۳ پس از درگذشت برادرش بودوان اول که فرزندی نداشت، به سلطنت رسید و تا زمان کنارهگیریاش از سلطنت در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۳ در این مقام باقی ماند. وی دایی آنری، دوک اعظم لوگزامبورگ است. آلبرت دوم پسرخاله ی هارالد پنجم نروژ است.