پرنا. [ پ َ ] ( اِ ) دیبای منقش لطیف و نازک را گویند. ( برهان ). دیبای منقش در غایت لطافت و نزاکت. پرنو. پرنون. پرنیا. ( رشیدی ). پرنیان. نوعی از دیبای منقش بود که در غایت لطافت و نزاکت باشد. ( جهانگیری ). ظاهراً صاحب فرهنگ جهانگیری الف زائد کلمه پرن را در شعر منوچهری و ادیب صابر جزء کلمه شمرده و از این طریق کلمه مستقل پدید آورده و ضبط کرده است و آن الف، الف اطلاق است. و صاحب فرهنگ رشیدی و برهان قاطع نیز از او پیروی کرده اند.
(پَ ) (اِ. ) لباس لطیف و منقش.
اسم: پرنا (دختر) (فارسی) (تلفظ: parnā) (فارسی: پَرنا) (انگلیسی: parna)
معنی: پرنیان، پارچه ابریشمی دارای نقش و نگار، پارچه ابریشمی دارای نقش و نگار پرنیان
پرنا ( به چکی: Perná ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری چک است که در ناحیه برتسلاو واقع شده است. پرنا ۹٫۳۳ کیلومتر مربع مساحت و ۷۶۴ نفر جمعیت دارد و ۲۲۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
لباس لطیف و منقش.
💡 دواتیست چون دوده پرنافهٔ چین که گردد دماغ از مدادش معطّر
💡 قد گلبن را صبا در جامه اخضر کشد نیفه گل را همی پرنافه اذفر کند
💡 خورشید عهد قاسم پرناک آنکه ملک از عدل او چو ملکت نوشیروان خوشست
💡 ز ارمن با پری رویان دگر باز برون شد باده در سر چشم پرناز
💡 جمشید عهد قاسم پرناک کز شرف از تخت و تاج قیصر و فغفور ننگ کرد
💡 از غمت ای دلبر پرناز و خشم پوشم از بیگانه وازخویش چشم