فرهنگ عمید
وحشت آور، هولناک.
وحشت آور، هولناک.
( صفت ) وحشت آور: خواب وحشتناکی دیدم.
spaventoso
orribile
💡 و شب او شبی وحشتناک است هر چند فریفتگان آن را امین یابند. و روزش روز اندوهان هر چند که بیکارگان روز سرورش پندارند.
💡 جنس ما را نسبتی با خاک نیست پیش ماهی، سیل وحشتناک نیست
💡 در هشت سالگی، هوروویتس را به یک مدرسهٔ شبانهروزی فرستادند و او آنجا بزرگ شد. آنطور که خودش میگوید، مدرسه بسیار وحشتناک بود و مدیرش، بچهها را آنقدر شلاق میزد تا بدنشان تاول بزند.