لغت نامه دهخدا
هم زیست. [ هََ ] ( ص مرکب ) همزی. دو تن که با هم زیست کنند. ( یادداشت مؤلف ).
هم زیست. [ هََ ] ( ص مرکب ) همزی. دو تن که با هم زیست کنند. ( یادداشت مؤلف ).
همزی دو تن که با هم زیست کنند
💡 جوامع محلی زرتشتی ایرانی در کشورهای امروزی ازبکستان و تاجیکستان نیز وجود دارند. رشد اقتصادی که در سالهای اخیر در کشورهای مسلمان خاورمیانه مانند امارات، بحرین و قطر اتفاق افتاده، باعث مهاجرت زرتشتیها در این کشورها شدهاست. در این کشورها، زرتشتیان تغییراتی در اعتقادات، مراسمها و سنن خود ایجاد کردهاند تا بتوانند به همزیستی با مسلمانان بپردازند.
💡 از نظر محسن مهدی، کشف دوباره فارابی کلید سعادت در جهان معاصر خواهد بود، زیرا فارابی تأکید کردهاست که «علم و شیوه زندگی از عوامل لازم برای سعادت هستند». یعنی نگاه علمی به دین در چارچوب معرفت سیاسی عرصه حیاتی لازم برای همزیستی فکر و عقیده را باز میکند.