لغت نامه دهخدا
هطال. [ هََ طْ طا ] ( ع ص ) باران پیوسته بزرگ قطره نیک بارنده. ( منتهی الارب ). من المطر و السحاب، الهاطل. ( اقرب الموارد ).
هطال. [ هََ طْ طا ] ( ع ص ) باران پیوسته بزرگ قطره نیک بارنده. ( منتهی الارب ). من المطر و السحاب، الهاطل. ( اقرب الموارد ).
(هَ طّ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - ابر بارندة پیاپی. ۲ - اشک روان.
۱. ابر بارنده.
۲. بارانی که به شدت فروریزد.
ابر بارندة پیاپی.
اشک روان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رخت معاینه ماند بآفتاب منیر دلت چون قلزم و دستت چو ابر هطال است
💡 دل تو، بحری و؛ بحر مواج! کف تو، ابری و، ابر هطال!
💡 ور نمانم آب آبم ده ز عین همچو عینین نبی هطالتین