لغت نامه دهخدا
هدینه.[ هََ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) زینه پایه باشد که نردبان است. ( برهان ) فرهنگ نظام از فرهنگ وصاف هدینه را به معنی آرامی و سکون و رفاهیت آورده اما در عربی هدنة به ضم اول بدین معنی آمده است. ( حاشیه برهان چ معین ).
هدینه.[ هََ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) زینه پایه باشد که نردبان است. ( برهان ) فرهنگ نظام از فرهنگ وصاف هدینه را به معنی آرامی و سکون و رفاهیت آورده اما در عربی هدنة به ضم اول بدین معنی آمده است. ( حاشیه برهان چ معین ).
(هَ نَ ) (اِ. ) زینه پایه، نردبان.
(اسم ) ۱- یکی هدی ( قربانی که بمکه فرستند ). ۲- تحفه ارمغان پیشکش: (( ای جان جان جانرابکش تاحضرت جانان ما وین استخوان راهم بکش هدیه برعنقای ما. ) ) (دیوان کبیر ) توضیح این کلمه را فصیحان فارسی بفتح اول وسکون دوم وتخفیف سوم آوردهاند: درتداول امروز تلفظ کنند. یا هدی. جان. ۱- پیغام: (( هدی. جانم روان دارید بردست صبا. ) )(خاقانی ) ۲- مکتوب نوشته. یاهدی. دندان. پولی که پس ازضیافت فقرا و مساکین برسم هدیه بایشان دهند
زینه پایه، نردبان.
💡 «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» یعنی «هر که در راه ما جهد و سعی کرد ما راه و منزل خود را به او می نمائیم» «من طلب شیئا و جدّ وجد» یعنی «هر که در طلب چیزی برآمد و کمر اجتهاد در آن بر میان بست البته آن را می یابد»
💡 «و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین» یعنی «عبادت خدا را کن تا آن سبب شود که یقین از برای تو حاصل گردد» «و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبنا» یعنی «هر گاه کسی در راه ما سعی و کوشش نماید ما راه را به او می نماییم».