نقاشی یک هنر بصری است که در آن هنرمند با استفاده از رنگ، ابزار و تکنیکهای مختلف، تصاویری را بر روی سطوح مختلف ایجاد میکند. این هنر به عنوان یکی از قدیمیترین و بنیادیترین اشکال بیان هنری در تاریخ بشر شناخته میشود و میتواند شامل طیف وسیعی از سبکها، تکنیکها و موضوعات باشد.
وسایل و مواد:
رنگها: نقاشی میتواند با استفاده از رنگهای روغنی، آکریلیک، آبرنگ، گواش و … انجام شود.
سطوح: این هنر میتواند بر روی بوم، کاغذ، چوب، دیوار و سایر سطوح اجرا شود.
ابزار: هنرمندان ممکن است از قلممو، کاردک، اسفنج، یا حتی انگشتان خود برای ایجاد اثر استفاده کنند.
سبکها و تکنیکها:
رئالیسم: تلاش برای نمایش دقیق و واقعی از موضوعات.
امپرسیونیسم: تمرکز بر تأثیر نور و رنگ، بدون جزئیات دقیق.
مدرنیسم: شامل حرکات مختلفی مانند سوررئالیسم و آبستره که به شکستن قواعد سنتی میپردازند.
انتزاعی: که در آن هنرمند از اشکال و رنگها برای بیان احساسات و مفاهیم استفاده میکند.
نقش و اهمیت:
نقاشی به عنوان یک وسیله برای بیان احساسات، افکار و ایدهها عمل میکند. هنرمندان از طریق آن میتوانند داستانها را روایت کنند، پیامهای اجتماعی را منتقل کنند و یا تجربیات شخصی خود را به تصویر بکشند. نقاشی همچنین میتواند به عنوان یک ابزار درمانی مورد استفاده قرار گیرد، به ویژه در هنر درمانی، جایی که افراد از طریق خلق آثار هنری به بهبود سلامت روانی خود کمک میکنند.
نقاشی. [ ن َق ْ قا ] ( حامص ) حرفه نقاش. صورتگری. مصوری. چهره گشائی. تصویرکشی. نگارگری. نقاشه. || ( اِ مرکب ) نقش. عمل نقاشی. ( یادداشت مؤلف ). تصویر. صورت. نگار. نقشی که به دست نقاش کشیده شده است. آنچه نقاش رسم کرده است. || کارگاه نقاشی. محل کار نقاش. جای نقاش. جائی که در آن صورتگری کنند. || دفتر یا کتابچه نقاشی و کاغذ نقاشی که خاص تصویر کشیدن است.
عمل و شغل نقاش و آن از هنرهای تصویری و هنری است دو بعدی که بر روی سطح انجام میشود. هر چند در نقاشی عمق و فضا به بیننده القائ میگردد عملا در آن عمق وجود ندارد و وجود عمق و فضا در آن نتیجه رعایت قواعد پرسپکتیو است. مواد اصلی در نقاشی عبارت از بوم و رنگ است. نقاشی بر حسب چگونگی بوم یا سطح و زمینه آن و رنگ بچهار نوع قسمت میشود: فرسک (نقاشی دیواری ) دترامپ نقاشی رنگ و روغن نقاشی آب رنگ
نقّاشی (painting)
تابلوی تالار آینه، اثر کمال الملک
بیان اندیشه و احساس، با افزوده هایی در صور خیال و کیفیات خاص زیبایی شناسانه، با استفاده از نوعی زبان بصریِ دوبُعدی. عناصر این زبان ـ شکل، خط، رنگ، رنگسایه، و بافت ـ به شیوه های مختلف به کار می روند تا احساسی از حجم، فضا، حرکت و نور را بر سطحی دوبُعدی ایجاد کنند. هنرمند با تلفیق این عوامل، پدیده ای واقعی یا فراواقعی را باز می نماید، مضمونی روایی را به نمایش می گذارد، یا روابط بصری کاملاً انتزاعی می آفریند. انتخاب وسیلۀ خاص توسط هنرمند، ازجمله تمپرا، فرسک، رنگ وروغن، آبرنگ، مرکب، گواش، رنگ مومی، یا رنگ کازئینی، و استفاده اش از قالبی مشخص، همچون نقاشی دیواری، بوم، تخته، مینیاتور، تصویرسازی نسخ خطی، طومار، پرده یا بادبزن، پانوراما، یا هر یک از قالب های متنوع مدرن، بر کیفیات حسی، امکانات بیانی، و محدودیت های موجود در هر گزینه مبتنی است. با آمیزه ای از وسیله، قالب، و نیز اسلوب شخصی هنرمند، تصویر بصریِ منحصر به فردی حاصل می شود. سنّت های فرهنگی پیشین ـ متعلق به قبایل، ادیان، اصناف، دربارها و حکومت هاـ تا حد زیادی بر مهارت، قالب، نگاره ها، و مضامین نقاشی نفوذ داشتند و کارکرد اثر هنری را تعیین می کردند، که عبارت بودند از کارکرد آیینی، عبادی، تزیینی، تفریحی، یا آموزشی. نقاش، بیشتر در مقام صنعتگری ماهر استخدام می شد، نه همچون هنرمندی خلاق. بعدها مفهوم «هنرمند هنرهای زیبا»، در آسیا و اروپای رنسانس شکل گرفت. نقاشان سرشناس، شأنی اجتماعی هم تراز با دانشمندان و درباریان یافتند؛ آثارشان را امضا می کردند، و برای طرح، مضمون و نقوش آثارشان، خود تصمیم می گرفتند، و با حامیانشان روابطی شخصی برقرار می کردند. در طول قرن ۱۹، نقاشان جوامع غربی به تدریج پشتیبانی حامیانشان را ازدست دادند و موقعیت اجتماعی نوینی یافتند. نیاز به فضایی برای فروش آثار، جانشین حمایت حامیانِ هنری شد. به این ترتیب هنرمندان در خلق زبان بصری خاص خود، طبع آزمایی با قالب های جدید، مصالح نامعمول، و اسلوب مختلف، آزادی یافتند. برای مثال برخی نقاشان انواع هنرها را با هم می آمیزند، ازجمله برای خلق طرح های انتزاعیِ سه بعدی، نقاشی و مجسمه سازی را تلفیق می کنند. برخی دیگر اشیای واقعی را به شیوۀ کلاژ به بوم هایشان منضم می سازند، یا برای به کارانداختن سطوح و حجم های رنگیِ جنبان، از نیروی برق کمک می گیرند. در هنر مفهومی، اغلب هنرمند اندیشه ها و تصورات خود را با استفاده از رسانه ها و ترفندهای مختلف عرضه می کند؛ حال آن که در هنر اجرا، هنرمند، خود بخشی از اثر هنری است. کوشش خستگی ناپذیر در گسترش مرزهای بیان در هنر غرب، تغییرات پیاپی سبکی را در سطح بین المللی در پی داشته است. موفقیت شگفت آور جنبش های جدید نقاشی، با مبادلۀ سریع اندیشه ها از طریق مجلات هنری بین المللی، نمایشگاه های کشوری و بیناکشوری، و مراکز هنری، روبه فزونی گذاشته است. برای تاریخ نقاشی (← هنر_قرون_وسطایی) و غیره. برای سبک عمدۀ هنر غرب نیز ← روکوکو و غیره
💡 در این آپارتمانها که کارگاه او نیز بودند، ال گرکو مابقی عمرش را به نقاشی و مطالعه گذراند. در طول دوره انجام یک سفارش برای بیمارستان تاورا، ال گرکو به شدت بیمار شد، و یک ماه بعد، در ۷ آوریل ۱۶۱۴، درگذشت. او در کلیسای سانتو دومینیگو ال آنتیگوا دفن شد و در هنگام مرگ ۷۳ سال داشت.
💡 آناهیتا تیموریان (زاده ۱۳۵۰ در تهران) نقاش، معمار و نویسنده ایرانی کتابهای کودک و نوجوان است و دارای کارشناسی ارشد در رشتهٔ معماری از دانشگاه هنر و معماری ۱۳۷۷ و دکترای افتخاری هنرهای تجسمی است. زمینههای فعالیت شغلی او تصویرگری، نویسندگی، نقاشی، شعر و طراحی داخلی است.
💡 این بیچاره طبیعی محروم و منجم محروم، کارها با طبایع و نجوم حوالت کردندو مثال ایشان چون مورچه است که بر کاغذ می رود و کاغذ می بیند که سیاه می شود و بر وی نقشی پیدا می آید نگاه کند، سر قلم را بیند، شاد شود و گوید، «حقیقت این کار بشناختم و فارغ شدم. این نقاشی قلم می کند» و این مثل طبیعی است که هیچ چیز ندانست از تحرکات عالم جز درجه باز پسین.
💡 شوخ نقاشی که خون می ریزد از تحریر او می پرد رنگ از رخم از دیدن تصویر او