ناپرهیزی
مترادفها
بیبندوباری، گناهکاری
متضادها
پرهیزکاری، خویشتنداری
لغت نامه دهخدا
ناپرهیزی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) بی احتیاطی.
- ناپرهیزی کردن؛ برخلاف دستور طبیب یا قواعد طبی چیزهائی منافی سلامت خوردن. کارهای منافی سلامت کردن. غذاهائی ناملایم مزاج خوردن. غداهای مضر خوردن. در دوران مرض یا نقاهت غذای نامناسب و مضر خوردن.
فرهنگ معین
(پَ )(ص. ) کار نسنجیده، بی احتیاطی.
فرهنگ عمید
پرهیز نکردن، بی احتیاطی.
فرهنگ فارسی
پرهیزنکردن بی احتیاطی مقابل پرهیز.
ویکی واژه
کار نسنجیده، بی احتیاطی.
جمله سازی با ناپرهیزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طبیب از بی وقوفی می کند دعوی اگر دردی ز ناپرهیزی است و صحت از تعیین درمانش
💡 ناپرهیزی در مدیریت منابع مالی میتواند منجر به بروز بحرانهای اقتصادی شدیدی شود که تأثیرات مخرب آن بر زندگی روزمره تمام شهروندان احساس خواهد شد.
💡 بسیاری از دانشمندان معتقدند که ناپرهیزی در رعایت اصول اخلاقی میتواند باعث فروپاشی ساختارهای اجتماعی و از بین رفتن اعتماد متقابل میان افراد در یک جامعه گردد.
💡 برای رسیدن به آرامش روانی، انسان باید از هرگونه ناپرهیزی در انجام وظایف خود نسبت به خانواده و جامعه به طور کامل و جدی پرهیز نماید.