نامه رسان

لغت نامه دهخدا

نامه رسان. [ م َ / م ِ رَ ] ( نف مرکب ) رساننده نامه. قاصد. نامه بر. نامه آور. پیک:
باد سحری نامه رسان من و تست
ای باد چه مرغی که پرت باد درست.خاقانی.

فرهنگ معین

( ~. رِ ) (ص فا. ) نامه بر، نامه آور.

فرهنگ عمید

کسی که نامه های مردم را می رساند، کارمند ادارۀ پست که مٲمور رسانیدن نامه ها به صاحبان آن ها است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نامه آور نامه بر: بادسحری نامه رسان من وتست ای باد. چه مرغی که پرت باددرست. ( خاقانی )

ویکی واژه

نامه بر، نامه آور.

جمله سازی با نامه رسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تیر پران تو مرغی که بود نامه رسان نامه مرگ بکف در پی آمد شدن است

💡 هدهد نامه رسان تاج کرامت بر سر نامه‌ای دوش به سلمان ز سلیمان آورد

💡 ای بی‌خودی بیا‌ که زمانی ز خود رویم جز ما دگر که نامه رساند به یار ما

💡 اشک من نامه نویس است وبجز قاصد راه نیست در کوی توام نامه رسانی گل من

💡 آمد کبوتر تو و نامه رساند و گفت پیش از کبوتر آمدن از در درآیمت

💡 رسانده نکهت گل، هم صبا و هم ز سبا رسیده نامه رسان هدهد سلیمانی

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز