ناصافی

لغت نامه دهخدا

ناصافی. ( حامص مرکب ) ناصاف بودن. مصفا نبودن. زلال نبودن. || پاک و تمیز نبودن. چرکینی. آلودگی. || صاف و مستقیم نبودن. کج و معوج بودن. ناهمواری.
ناصافی. ( ص مرکب ) صافی نشده. ناصاف. رجوع به ناصاف شود.

فرهنگ فارسی

۱ - کدری مصفانبودن.۲ - چرکینی ناپاکی. ۳ - ناهمواری.

جمله سازی با ناصافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناصافی دلت غم اسباب می‌کشد آیینه صندلی کن و از دردسر برآ

💡 من گرفتم سیل ناصاف مرا کردند صاف خجلت ناصافی از دریای رحمت سهل نیست

💡 همچو آن صوفی ناصافی تو نیز گر چه گستاخیست بر سبلت متیز

💡 بگذر ز غم‌ کوشش مقصود معین تیر تو، نشان خواه‌، ز ناصافی شست است

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز