نازدار
مترادفها
نازپرورده، لوس
فرهنگ اسم ها
اسم: نازدار (دختر) (فارسی) (تلفظ: nazdar) (فارسی: نازدار) (انگلیسی: nazdar)
معنی: آن که رفتاری خوشایند و جذاب دارد، ملوس
جمله سازی با نازدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای فتنه را دو نرگس شوخ تو رازدار من بهر محنتم، دگران را بنازدار
💡 هرکه نازکش شد نیاز باز اوست نازدار و بی نیاز مبتدی را جان باختن دشوار است و منتهی را آسان جهد کن و خود را باین مقام برسان آیتی که کاشف این اسرار است حکایت چندر بدن یعنی مه پیکر بزبان هندی و مهیار است.
💡 شاعر در ابیات خود، از زیبایی و وقار معشوق نازدار خود با کلماتی بسیار لطیف، عاشقانه و بسیار پرکشش و دلنشین یاد کرده است.
💡 آن دختر نازدار و زیبا با هر حرکت و نگاه خود، توجه همه حاضران را در آن مهمانی بزرگ و باشکوه به خود جلب کرد.
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، توصیف ویژگیهای ظاهری و رفتاری یک فرد نازدار، از موضوعات بسیار رایج و محبوب میان شاعران و ادیبان بوده است.