نابرجا
مترادفها
ناپایدار
متضادها
برجا، پایدار
لغت نامه دهخدا
نابرجا. [ ب َ ] ( ص مرکب ) بیرون از جا. بی هنگام. بی جا. و نامناسب. || نالایق. || عبث و بیهوده. || نادان و بی وقوف. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگستان زبان و ادب
{allochtonous} [زمین شناسی] ویژگی واحدهایی که از محل اصلی تشکیل، مسافتی را کم یا زیاد طی کرده اند
ویکی واژه
ویژگی واحدهایی که از محل اصلی تشکیل، مسافتی را کم یا زیاد طی کردهاند.
جمله سازی با نابرجا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وَ الَّذِینَ یُحَاجُّونَ فِی اللَّهِ و ایشان که میحجت جویند و آرند در اللَّه مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِیبَ لَهُ پس آنکه پاسخ کردند او را و بگرویدند باو حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ حجت ایشان ایشان ناچیزست و نابرجای بنزدیک خداوند ایشان، وَ عَلَیْهِمْ غَضَبٌ و خشم اللَّه بر ایشان، وَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ. (۱۶) و ایشانراست عذابی سخت.
💡 واکنش تند و شدید مدیر به اشتباه کوچک کارمند، اقدامی کاملاً نابرجا بود که باعث شد روحیه سایر کارکنان در محیط کار به شدت آسیب ببیند.
💡 افزایش ناگهانی و نابرجا قیمتهای مواد غذایی در بازارهای محلی باعث نگرانی شدید خانوادههای کمدرآمد و ایجاد تنشهای اجتماعی در سطح شهر شده است.
💡 استناد به شواهد قدیمی و نابرجا برای اثبات یک نظریه جدید علمی، از نظر پژوهشگران معتبر یک اشتباه بزرگ در روشهای تحقیق علمی محسوب میشود.